پاییز برایم نسیم خنک و نمور صبحگاهی است،
بوی آشنای برگها و گلهای پوسیده باغچه، وقتی حوصلهام از روزمرههایم سر میرود و میروم بین درختها،
و سارها که پشتبام خانه همسایه جمع میشوند شلوغ کنند، من انگار میکنم دارند با هم مشورت میکنند امسال زمستان را کجای این زمین بزرگ بگذرانند.
پاییز من هم مثل پاییز مریم یک امر کم و بیش شخصی است، تا سارها کی هوس عزیمت کنند از اینجا، جبهه هواهای سرد شمالی این طرفها بیایند و … من حوصلهام سر برود از روزمرگیهایم.

پاییز اما واسه من با بارون شروع میشه. اونم بارون رشت که تنها نکته ی مثبتشه! که وقتی شروع میشه... تمومی نداره.هفته ها و هفته ها هوا خاکستریه و تو فرصت می کنی هوس آفتاب کنی.
پاسخحذف